پس از چند هفته ممنوعيت ملاقات ديروز توانستيم با نسرين ملاقات كابيني داشته باشيم. ۲۴ ساعت پس از اينكه از انفرادي ۲۰۹ به بند عمومي منتقل شده بود.
حسابي لاغر شده و وزناش به ۴۳ كيلو رسيده است. پيغام دوستان و بزرگواران را تا آنجا كه ميشد به او رسانديم. فكر ميكردم بشود با اين چيزها او را براي شكستن اعتصاب غذا متقاعد كرد. او گفت اگر من اعتص
حسابي لاغر شده و وزناش به ۴۳ كيلو رسيده است. پيغام دوستان و بزرگواران را تا آنجا كه ميشد به او رسانديم. فكر ميكردم بشود با اين چيزها او را براي شكستن اعتصاب غذا متقاعد كرد. او گفت اگر من اعتص
اب غذا نميكردم اينها براي خانوادهي من نقشهها داشتند. پروندهسازي براي يك بچهي ۱۲ ساله آن هم به خاطر مادرش را هيچ جور نميتواند هضم كند. او كه يك عمر براي حقوق كودكان تلاش كرده است ميگويد:
"من نميتوانم اينجا بنشينم و دست رو دست بگذارم تا اينها هركاري دلشان ميخواهد با بچهي من و خانوادهام بكنند."
خلاصه بابت اين پروندهها حسابي شاكي است.
پرسيدم تا كي اعتصابات را ادامه خواهي داد؟ گفت كه:
"اعتصابم نامحدوده ... ميدوني نامحدود يعني چي؟"
گفتم: "نه ... نميدونم"
"من نميتوانم اينجا بنشينم و دست رو دست بگذارم تا اينها هركاري دلشان ميخواهد با بچهي من و خانوادهام بكنند."
خلاصه بابت اين پروندهها حسابي شاكي است.
پرسيدم تا كي اعتصابات را ادامه خواهي داد؟ گفت كه:
"اعتصابم نامحدوده ... ميدوني نامحدود يعني چي؟"
گفتم: "نه ... نميدونم"

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر