من زن ایرانی ام جوشیده از شعر و شراب
خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب
پایه ی اسلام تان را ای امام جمعه ها
می کنم با تار مویی من خراب اندر خراب
گور بابای شما بر جد و آبای شما
...
از جهنم تا بهشت و وحشت و رنج و عذاب
ننگ و نفرت بادتان ای کرکسان ، شادی کشان
زن به چشمان شما شد برده ای در رختخواب
روی لب الله و اکبر سنگسارم کرده اید
تا گلو در خاک ها ای قاتلان آفتاب
روسری را در خیابان قعر آتش افکنم
گیسوان را میدهم شادی کنان در پیچ و تاب

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر